السيد موسى الشبيري الزنجاني

1475

كتاب النكاح ( فارسى )

نموده ، مصالح و مفاسد را در نظر گرفته و نهايتاً يك طرف را ترجيح دهد . اما حيوان به جهت تمايلى كه به يك امرى پيدا كند ، بدون اين كه توانايى اين محاسبات را داشته باشد همان طرف را ترجيح داده و اراده مىنمايد ، در حالى كه انسان با عقل خود اين نوع افعال و تمايلات ارادى را مورد بررسى قرار مىدهد و با سبك و سنگين كردن ، تصميم نهايى را اتخاذ مىنمايد و اين چنين فعلى ، فعل اختيارى است . « 1 » پس فعل غير اختيارى دو قسم دارد ، يك قسم آن ، همانند حركت يد مرتعش يا حركت جمادات غير ارادى است و يك قسم آن ارادى است همانند افعال حيوانات و بعضى از افعال انسان همچون افعالى كه يك انسان عاشق انجام مىدهد انسان عاشق كارهايى كه از روى عشق انجام مىدهد ، عمدى و ارادى است و بالوجدان همچون حركت يد مرتعش نيست . اما چون در اين افعال ملاحظه جهات حسن و قبح و مصالح و مفاسد را نمىكند و در واقع فكرش از كار افتاده و عقلايى تصميم نمىگيرد ، فعلش اختيارى نيست . « 2 » اكنون در فرض سوم هم ، در اثر كثرت شهوت و شبق ، زن همچون عاشق ، فكر و قواى عقلانى او از كار مىافتد و همچون حيوان كه تابع اميال خود است عمل مىكند اين فعل او ارادى است اما اختيارى نيست ، كثرت شهوت وى را مسلوب الاختيار كرده است . در اين فرض ، اين فعل چون اختيارى نيست خارج از دايره تكليف و غير متصف و به احكام تكليفى مىباشد .

--> ( 1 ) ايشان به آيه قرآن نيز تمسك مىنموده‌اند كه انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتليه فجعلناه سميعاً بصيرا امشاج به معناى مخلوط است يعنى داراى قوا و تمايلاتى مختلط و متفاوت انسان آفريده شد و سپس در مرحله بعد قوه عقل به او عطا گرديد كه بتواند اين تمايلات و قوا را تحت سلطه و بررسى خود قرار دهد و مسيع و بصير گردد . ( 2 ) استاد مد ظله اين مثال را از حركت ارادى غير اختيارى انسان به ظن قوى از مرحوم داماد رحمه الله دانستند